چهارشنبه پنجم بهمن 1390
سهم من
سه شنبه بیست و هفتم دی 1390
تو !
" تمایل شدیدی دارم که شما را برای همیشه دوست بدارم . "
این جمله ی به ظاهر پیش پا افتاده را به دقت بخوان .
از کلمه ی عشق مهم تر ، کلمه های " همیشه " و " تمایل " است .
شنبه سوم دی 1390
طـعـم ِ تــو
پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390
من و دنیای من
حرف قلبت و بدونم
الكي بگم جداشيم
تو بگي نمي تونم....
دوسه روز پيدام نشه تا
ببينم چه حالي داري....
جمعه بیست و چهارم تیر 1390
با همه بي سرو ساماني ام
باز به دنبال پريشاني ام
طاقت فرسودگي ام هيچ نيست
در پي ويران شدني آني ام
آمده ام بلكه نگاهم كني
عاشق آن لحظه ي طوفاني ام
دلخوش گرماي كسي نيستم
آمده ام تا تو بسوزاني ام
آمده ام با عطش سالها
تا تو كمي عشق بنوشاني ام
چهارشنبه چهارم اسفند 1389
با تو...
داره كم كم جون مي گيره
با تو انگار تو بهشتم
با تو پر سعادتم من..
با تو من مالك دنيام
با تو در نهايتم من...
سه شنبه دوازدهم بهمن 1389
برای تو...
من به اندازه ي شبها ، تنها
رخصتي ده كه من اين شب
- تنها
با تو پيوند دهم پیچک خودروي تنهايي خويش
تا نباشي تنها
تا نباشم غمگين
پنجشنبه هفتم مرداد 1389
باور کن
به پاکی قصه های مادر بزرگ هجرت کرد
دیگر نگو که سیب ِطلای قصه ها را
کرم های کوچک کابوس خورده اند
تنها دستت را به من بده و بیا..."
چهارشنبه یازدهم فروردین 1389
دل قلندر
حوشا راهی که پایانش تو باشی
خوشا چشمی که رخسار تو بیند
خوشا ملکی که سلطانش تو باشی...
شنبه چهاردهم مهر 1386
نگاه کن
دلتنگم از نبودن چشمت نگاه کن
عاصی شدم بیا و مرا سر به راه کن
بخت سفید دلخوشی کودکانه ای ست
بخت مرا به جادوی چشمت سیاه کن
بی اشتباه راه به سویی نمی بریم
یکبار هم به خاطر من اشتباه کن
بگذار صادقانه بگویم عزیز من
من طاقت بهشت ندارم گناه کن
دلواپس جنون من و عقل خود نباش
تا زنده ای زندگی دلبخواه کن .


