آهنگ هستی
امروز
شنبه بیست و دوم خرداد 1389
تولدی دیگر
و این منم زنی ۳۰ ساله !
جمعه بیست و یکم خرداد 1389
گپ فارکسی اوستا با شاگردش
اوستا : وقتی ترند شد ما فقط در هیدن ها میریم تو
شاگرد : چشم اوستا
اوستا : خب الان تا این میره بالا . برو یه چایی برام بیار
شاگرد : چشم اوستا
اوستا : شیشه های چارت رو هم یه دستمال بکش
شاگرد : چشم اوستا
اوستا : در ضمن اون تی رو هم بردار این اردرهای کنسل شده رو هم با تی بزار سر کوچه برای آشغالی
شاگرد : بله اوستا رفتم....
پنجشنبه ششم خرداد 1389
سناریوی همیشگی!
دختر خاله دوستم خودشو با تفنگ شکاری شوهرش کشته
صبح زود ، قبل از بیدار شدن بچه 8 ساله !
سناریوی همیشگی:
دعواهای زن و وشوهری ....آقا دوست دختر داره ....کادوها سر از اسباب اثاثیه ی مرد در می آد ...مشاجره...
فقط نمی دونم این دختر فکر نکرده صبح که بچه بیدار می شه با دیدن صورت متلاشی شده دیوونه میشه .
پنجشنبه ششم خرداد 1389
نمی دونم!
نمی دونم این روزها همه ی آدمها زود رنج شدند
یا من زیادی گستاخانه حرف می زنم؟


